طنز نوشته های1 دونه دختر 17 ساله+عکس طنز

همه جور طنز داریم-طنز نوشته های خودم+طنز نوشته های دیگران+عکس های طنزی که هیچ جایی ندیدید و.....

ساعت به زبان ریاضی

ساعت به زبان ریاضی

این ساعت برای حرفه ای ها کاملا مناسب است و  برای کسانی را که در کلاس های ریاضی مخ ریاضی هستند! این ساعت ریاضی برای نشان دادن مطالب جالب ریاضی مناسبه که من به شما چند تا از اعداد این ساعت رو معرفی میکنم


12-جذر عدد 1728 میشود 12!همین

1-مخفف یک مقدار ثابت است که توسط ماری لژاندر فرموله شده که اسیر رفتار مجانبی از اول شمارش تابع = 1.

2-یک لطیفه ریاضی است که می گوید زمانی که 4 دانشمند ریاضی در حال کشف فرمولی بودند اولی گفت:یک آبجو به من بدهید.دومی گفت:نصف یک آبجو به من بدهید و سومی و چهارمی گفتند که یک چهارم آبجو به ما بدهید که مجموع آن ها 2 میشود!

3- این عدد کاراکتر یونیکد  در قالب یک نهاد متنی است.

4 -مد به حساب باقی مانده که بیان میکند : 2 ^ (-1) که 7 = 4 است.

5 -بلد نیستم!توضیح نمیدم

6- نشان میدهد که اگر 3 عدد اول 1 و 2 و3 جمع شوند مجموع آن ها 6 که عدد اصلی ساعت است میشود

7-این عدد نشان میدهد که حد 7 یک دهم مانده است

8 -این یک کد دودویی نشان گرافیکی است

9 -این عدد پایه 4 عدد سیستم (کواترنر) است که با استفاده از اعداد 0،1،2،3 برای نشان دادن هر تعداد واقعی است که عدد 21 همان حاصل آن است

10 -این یک ضریب دوجمله ای است که حاصل آن 10 میشود

11-بلد نیستم!!

 

کپی با ذکر منبع لطفا!ترجمه ی این مطلب ۱ ساعت طول کشیده

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 17:51  توسط الناز  | 

Man & God

Man: how long is a milion years?

                   God: it's about a minute!!

                   Man: and how much is a milion dollars??

                   God: for me it's a peny 

                   Man: then can I have a peny?

                   God: wait a minute!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 23:40  توسط الناز  | 

جمله‌های حکیمانه درباره‌ی ازدواج

سقراط: ازدواج کردن وازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است.

بورنز: ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود.

ناپلئون: ازدواج همیشه به عشق پایان داده است.

پرل باک: انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم.

بردون: با زنی ازدواج کنید که اگر « مرد» بود، بهترین دوست شما می شد.

سونی اسمارت: با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید.

سروانتس: برای یک زندگی سعادتمندانه ، مرد باید «کر» باشد و زن «لال»

کریستین: ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ «شجاعت» می‌خواهد.

 

بقیه تو ادامه ی مطلب......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 17:43  توسط الناز  | 

برو کنار وگرنه له می شی!

مکالمه رادیویی زیر در تاریخ ۱۶ اکتبر ۱۹۹۷ توسط کانال ۱۰۶ فرکانس فوریت‌های دریایی منطقه فینیستر واقع در سواحل گالیسیا در شمال غربی اسپانیا میان امریکایی ها و گالیسیایی‌ها ضبط شده و واقعی‌ است.

 

برید ادامه ی مطلب.....خیلی جالبه حتما بخونید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 13:56  توسط الناز  | 

دانشجوشناسی درختی در آستانه 16 آذر!شاید یکمی دیره ولی کاربرد داره

فرستنده:علی-شما هم میتوانید مطالب خود را ارسال کنید.برای ارسال از ایمیل یا صفحه ی ارسال مطلب مطالب خود را برای انتشار در این وبلاگ ارسال کنید

در آستانه روز دانشجو و حتی تا بعد از این روز تاریخی (لااقل امسال که هست!) خیلی خوب است که آدم در مورد دانشجو بنویسد. با این حال آدم باید حواسش باشد که با نوشتن درباره دانشجو (که حتما باید "سیاسی باشد") یک وقت خدای ناکرده آب به آسیاب دشمن نریزد که بعدا "برادران" مجبور شوند آدم را ببرند به جرم اغتشاش و آشوب و ترافیک به یک جایی و یکی از پره های همان آسیاب را بکنند توی آستینش یا بدتر از اینش! این است که ما ضمن انجام رسالت قلم خود سعی کرده ایم این مطلب در باب دانشجوشناسی را طوری تنظیم کنیم که نه سیخ بسوزد و نه کباب؛ به خصوص سیخ مربوطه که شوخی هم حالی اش نمی شود! از این روعنصر اصلی در این تحلیل درخت و لبخند است که هر دو در دانشگاهها کارکرد ویژه‌ای دارند. شما بعد از استعمال این طنز خواهید فهمید که درخت چقدر برای ما فایده دارد و همین یعنی دانشگاه‌شناسی. می‌گویید نه؟ خوب بگویید. ما نه تنها به نه گفتن شما کاری نداریم، بلکه اصلا به نه گفتن شما کاری نداریم. ما به عناصری چون سیخ و میخ و آسیاب و نوشابه و این چیزها فکر می کنیم و کار خودمان را می‌کنیم.

چگونه؟

اول این ماجرا را بشنوید: روزی جوانکی مذکر‌الهویه در هوای یکی از دوستانش که همسایه‌ی ما می‌باشد و طبیعی است که او هم باید مذکر باشد، مقابل درب حیاط آنها ایستاده بود و به انتظار خروج او دستش را به درختی زده و به آن تکیه داده بود. اما همانطور که می‌دانیم هوا جریانی است سیال که از جایی به جای دیگر می‌رود. این هوا معلوم نیست چگونه به حیاط همسایه‌ای دیگر می‌رود. جوانک هوایی می‌شود و نگاهش همراه با هوا به داخل حیاط آن یکی همسایه می‌رود که از روی تصادف ضعیفه‌ای در آن مشغول هواخوری بوده است. پدر آن ضعیفه که قویه‌ای بوده است، جوانک را خفت می‌کند که آنجا چه می‌کند؟ جوانک می‌گوید: آمده‌ام پیش رفیقم.
مرد نگاهی به اطراف می‌کند و جز درخت کس دیگری نمی‌بیند. پس می‌گوید: کی؟ درخت؟ درخت رفیقته؟
و صدا البته که درخت رفیق و دوست آدم است و اگر هم نباشد جابه‌جایی هوا به جوانک چه مربوط؟

حتما این بیت را هم شنیده‌اید: «اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده، بدان عاشق شده است و گریه کرده». همینجاست که به سوال آن قویه باز می‌گردیم که درخت رفیقته؟

 

بقیه تو ادامه ی مطلب........حتما بخونید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 22:35  توسط الناز  | 

گربه‌‌کباب!

دیشب جوجه کوچولومو گربه خورد.خیلی اعصابم خورد شد.این شعر به افتخار روح جوجه ی نازم

آه... دیشب جوجه‌ام را گربه برد

مثل گاوی جوجه‌ام را گربه خورد!

مثل خر بر جُثهٔ ریزش نشست

با تمام زور خود او را فشرد!

جوجهٔ زرد قشنگ کاکُلی

زیر پنجول کثیف گربه مُرد

گربهٔ نالوطی ِ بی‌معرفت

درد دوری را به دست من سپرد

درد دوری از کتل سنگین‌تر است

از پسش تنها بر‌آید مرد گرد!

الامان! از گربه‌های کشورم

گربه‌های ترک و شیرازی و کرد!

کاشکی یک آدمی پیدا شود

تا بسازد از شما‌ها وایت‌برد!

گربه‌ خان! روزی کبابت می‌کنم

می‌شوی خوشمزه و بریان و ترد!

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 13:35  توسط الناز  | 

پلنگ صورتی به ایران اومده.باور نمیکنید؟مدرکش هم هست

این تصویر مربوط به کارتون پلنگ صورتی در سال ۱۹۷۲ میلادی هست.تو این کارتون پلنگ صورتی تصمیم میگیره که به چهار کشور سفر کنه که یکی از اون چهار کشور طبق تصویری که تو این فیلم هست ایرانه

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 12:27  توسط الناز  | 

نابینا و گیلاس

نابينا: مگر شرط نکرديم از گيلاسهاي اين سبد يکي يکي بخوريم ؟

بينا : آري

نابينا : پس تو با چه عُذري سه تا سه تا مي خوري ؟

بينا : تو حقيقتا" نابينايي ؟!

نابينا : مادرزاد

بينا : چگونه دريافتي من سه تا سه تا مي خورم ؟!

نابينا : آن گونه که من دو تا دو تا مي خورم و تو هيچ معترض نمي شوي !
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 21:8  توسط الناز  | 

خرده جنایتهای پزشکان

فرستنده ی مطلب:علی رضا

یادم می آید چند وقت قبل همان دوست ناباب بلاگستانی ، بحثی رو با عنوان بیشعوری ها  در فضای مجازی راه انداخته بود و همه را تحریک میکرد اگر در هر صنف و یا مکانی  با افرادی که به قول او بیشعور هستند و مراجعه کننده خود را هم هالو فرض میکنند برخورد نمودند آنان را برای اطلاع دیگران معرفی نمایند . از رستورانهای معروف که برخورد یا خدمات مناسب ندارند بگیر تا پزشکان و مهندسان و غیره و ذالک.موتور محرک برای اینکارهم  برخوردی بود که در مطب یک پزشک متخصص پوست معروف با ایشان شده بود و سرکار خانم دکتر و منشی مکرمه و محیط منحصر بفرد مطب حسابی روی اعصابش راه رفته بودند.

من فکر میکنم در خصوص جامعه پزشکان بحث از بیشعوری بالاتر می رود و به سمت جنایات پیشرفت می نماید. در نظر داشته باشید که اینها رو یک پزشک با سابقه 12 ساله طبابت داره میگوید. البته برای خیلی از صنوف دیگر مثل مهندسین عمران یا تولید کنندگان ماشین یا دیگران هم  جنایت ، برچسب  چندان بیراهی در مورد کم کاری و اهمال کاری یا بدکاری آنها نیست . در مورد پزشکان این جنایات دو دسته اند یک دسته  خرده جنایات  اند ودسته بعدی هم حتما می شود عمده جنایات .

اخیرا یک اتفاق وحشتناک در سطح جامعه برای پزشکان ( باز در پرانتز بگویم از این مدل اتفاقات این روزها در خیلی جاهای دیگر هم افتاده یا دارد میافتد) در حال وقوع است و آن تبدیل ماهیت وجدانی-اخلاقی این خرده جنایات به ماهیت حقوقی-قضایی است. به عبارت دیگر پزشکان اگر (با تاکید میگویم اگر!) بخشی از مغزشان درگیر این مسائل شود بیشتر به فکر این هستند که درگیر و دار مسائل شکایتی و قضایی گرفتار نشوند تا اینکه دچار عذاب وجدان نشوند.

اساتید ما می گفتند که شما باید به همه جوانب و حالات بیمار دقت کنید و مبادا حواستان مثلا به وضعیت اقتصادی مریض نباشد و درمان شما باعث وارد شدن  آسیب های عمده به ساختار خانواده بیمار گردد ، ولی انگار این روزها خودشان هم درسهایشان را از یاد برده اند.

اگر بخواهیم چند خرده جنایات پزشکان را لیست کنیم بهتر است  آنها را در دو پرده نمایش تصور نمائیم:

نسخه ی قابل چاپ

بقیه تو ادامه ی مطلب....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 22:15  توسط الناز  | 

چیستان‌های سرکاری

اگه گفتین یک فیل بره بالای درخت چی میشه؟
یک فیل از زمین کم میشه

اگه دوتا فیل بره بالای درخت چی میشه؟
دوتا فیل از زمین کم میشه

اگه سه تا فیل بره بالای درخت چی میشه؟
سه تا فیل از رو زمین کم میشه

اگه تا فیل بره بالای درخت چی؟
چهار تا فیل روی درخت میشه

 

بقیه تو ادامه ی مطلب.....

نسخه ی قابل چاپ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 15:0  توسط الناز  | 

مطالب قدیمی‌تر